تبليغاتX
::: باران خواهد باريد >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

**********
آرشيو موضوعي

**********
آرشيو نوشته هاي قبلي

تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

**********

همراهان

مشهد(پخش مستقيم حرم)
زورنا
پیله
پله پله تا ملاقات خدا
باران2
کدامین جاده 1
کدامین جاده 2
نگار مامان محمد مهدی
خبرگزاري خانم باجي

.

.

.

.

.



..............

 

 

***

 

 


 

 

 

 

 

قصه گلزار عشق...

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


قصه گلزار عشق

بلبلى برگ گلى خوش رنگ در منقار داشت

و اندر آن برگ و نوا خوش ناله هاى زار داشت

گفتمش در عين وصل اين ناله و فرياد چيست

گفت ما را جلوه ء معشوق در اين كار داشت

يار اگر ننشست با ما نيست جاى اعتراض

پادشاهى كامران بود از گدائى عار داشت

در نمى گيرد نياز و ناز ما با حسن دوست

خرم آن كز نازنينان بخت برخوردار داشت

خيز تا بر كلك آن نقاش جان افشان كنيم

كاين همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

چشم حافظ زير بام قصر آن حورى سرشت

شيوه ء جنات تجرى تحتها الانهار داشت

 معرفی بیشتر ...........!

  نوشته شده در  شنبه 1386/10/29ساعت 

...... |     |......