تبليغاتX
::: باران خواهد باريد >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

**********
آرشيو موضوعي

**********
آرشيو نوشته هاي قبلي

آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

**********

همراهان

مشهد(پخش مستقيم حرم)
زورنا
پیله
پله پله تا ملاقات خدا
باران2
کدامین جاده 1
کدامین جاده 2
نگار مامان محمد مهدی
خبرگزاري خانم باجي

.

.

.

.

.

web designer
webdesigner
براي درخشش دوباره اش
با همديگر دعا ميکنيم
..............

 

 

 

 



...

غریب است غریب!

نامه ام به جایی نمیرسد ، نه آن که دستان تو گشوده تر از همیشه نیست و چشمانت منتظر، نه !

نامه ام چیزی کم دارد ...

علی می گفت به اندازه « حسنقلی پور » هم دلم برایت تنگ نمی شود ! راست می گفت اگر در هفته دو مرتبه به همین « حسنقلی پور » خودمان زنگ نزنم و جویای احوالش نباشم دلتنگ می شوم !

تعارف بی تعارف ! دروغ می گویم که دوستت دارم و ...

 تو  ،  مگر همان  نیازهای من نیستی ؟

راستی  نیازهای من  چه بر سر تو آورده است ؟ بعضی وقتها حتی نمی دانم نیاز یعنی چه و چه باید از تو خواست!

تو همانی که من می خواهم !!!!

 راستی حس می کنم چیزی در این نامه،  کم است ...

***

با توام

ای لنگر تسکین!

ای تکانهای دل!

ای آرامش ساحل!

 

با توام

ای نور!

ای منشور!

ای تمام طیفهای آفتابی!

ای کبود ارغوانی!

ای بنفشابی!

با توام ای شور ای دلشوره شیرین!

با توام

ای شادی غمگین!

 

با توام

ای غم!

غم مبهم!

ای نمی دانم!

هر چه هستی باش!

اما کاش...

نه، جز اینم آرزویی نیست:

 

هرچه هستی باش!

اما باش!

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت 

...... |     |......