تبليغاتX
::: باران خواهد باريد >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

**********
آرشيو موضوعي

**********
آرشيو نوشته هاي قبلي

آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

**********

همراهان

مشهد(پخش مستقيم حرم)
زورنا
پیله
پله پله تا ملاقات خدا
باران2
کدامین جاده 1
کدامین جاده 2
نگار مامان محمد مهدی
خبرگزاري خانم باجي

.

.

.

.

.

web designer
webdesigner
براي درخشش دوباره اش
با همديگر دعا ميکنيم
..............

 

 

 

 


 

 

 

 

 

باز باران

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


یک نفر آمد و بر پنجره ام گل مالید
من ولی منتظر بارانم
 
                                 عمران صلاحی

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/29ساعت 

...... |     |......

 

 

 

 

 

پیدا نمی شوم!

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


گمت کردم نمی دانم کجا ...

 خودم را گم کرده ام و تا وقتی تو نیستی پیدا نمی شوم!

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/22ساعت 

...... |     |......

 

 

 

 

 

شاید...

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


شاید بی تو تاریکی بر من می تازد!

  نوشته شده در  شنبه 1387/10/21ساعت 

...... |     |......

 

 

 

 

 

آب

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


ديگر مکن به هيچ کجا گفتگوي آب          
چون مي‌رود به پيش همه ، آبروي آب
از هر کجا که مي‌گذرد ، ناله مي‌کند          
از چشمه ، آب ، چونکه روان شد به جوي آب
در باغ و راغ ، زمزمه غم فزاي اوست        
از غصه ، چين فتاده ، به روي نکوي آب
آن آب رودخانه ، که در دشت مي‌دود         
گوئي عزيز گم شده دارد ، به کوي آب
ديوانه وار ، مي‌دود و ، ناله مي‌کند            
پيچد به کوه ، ناله غم ، در گلوي آب
سرگشته ،بي قرار ، به هر شهر و هر ديار    
بنگر به هر زمان و مکان ، جستجوي آب
پيوسته ، سر به ساحل درياي غم زند         
آن موج بي قرار ، که خيزد به روي آب
اين اضطراب آب ، کجا هست بي سبب؟        
بيهوده نيست ، حسرت پرهاي و هوي
 روزي عزيز فاطمه(س) شد خواستار او           
حاضر نشد به خدمت او ، يک سبوي آب
با خون وضو گرفت ، حسين بن فاطمه (س)       
در ساحل فرات ، به جاي وضوي آب
عطشان ، کنار علقمه ، عباس ، جان سپرد   
چشمي به سوي خيمه و ، چشمي به سوي آب
مهر خموشي لب اکبر ، عقيق شد          
در پرده ماند ، قصه راز مگوي آب
داغ علي ، به دامن آب است ، نقش ننگ      
سودي نداردش ، دگر اين شست و شوي آب
قاسم که تشنگي ، ز رخش برده آب و رنگ    
ديگر چه جاي حرف گل و ، گفتگوي آب
عطشان ، گرسنه ، اصغر ششماهه جان سپرد  
با خود به گور برد علي ، آرزوي آب
خجلت براي آب ، همين بس بود ( حسان )      
کآخر بسوخت گلشن دين ، روبروي آب

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19ساعت 

...... |     |......

 

 

 

 

 

حسین ع یعنی آغاز

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


حرم حضرت رقیه س

امام حسین(ع) و یاران باوفایش شب پرماجرای عاشورا را در تاریخ ماندگار كردند و زیباترین صحنه‌ها را در آن به نمایش گذاشتند.در آن صحرای هولناك كه هر لحظه احتمال حمله دشمن می‌رفت،عاشقان جان بر كف لشكر «توحید»،دور امام حلقه زدند و ضمن اعلام وفاداری خویش،آن شب را به راز و نیاز و تلاوت ایات الهی سپری كردند؛به گونه‌ای كه راوی می‌گوید:«آن شب،همچون كندوی زنبور عسل از خیمه‌های حسینی،تا پگاه صبح، صدای قرآن و مناجات به گوش می‌رسید»

و انگار به گوشمان می رسد دعایی که شما در حق ما فرمودید. ماجرایی عظیم است وقتی نواده پیغمبر تمام هم وغم خود را برای نجات امت پیغمبر به کار می گیرد این شب ما کجای دعای شبانه شما قرار داشتیم؟ 

 می دانم که ما را فراموش نکردید و دعایمان گفته اید ...

که حسین ع یعنی آغاز عشق...

  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/18ساعت 

...... |     |......