تبليغاتX
::: باران خواهد باريد >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

**********
آرشيو موضوعي

**********
آرشيو نوشته هاي قبلي

آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

**********

همراهان

مشهد(پخش مستقيم حرم)
زورنا
پیله
پله پله تا ملاقات خدا
باران2
کدامین جاده 1
کدامین جاده 2
نگار مامان محمد مهدی
خبرگزاري خانم باجي

.

.

.

.

.



..............

 

 

***

 

 


 

 

 

 

 

گذشت...

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


بهار

شکست عهد من و گفت: «هر چه بود گذشت!»

به گریه گفتمش: «آری؛ ولی چه زود گذشت!»

بهار بود و  تو بودی و عشق بود و امید

بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

شبی به عمر گرم خوش گذشت؛ آن شب بود

که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت

شبی که با تو  مرا در کنار رود گذشت

گشود بس گره آن شب ز کار بسته‌ی ما

صبا چو از بر آن زلف مشک سود گذشت

غمین مباش و میندیش از این سفر که تو را

اگر چه بر دل نازک غمی فزود؛ گذشت!

 

« ایرج دهقان»

 

  نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/12ساعت 

...... |     |......