تبليغاتX
::: باران خواهد باريد >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

**********
آرشيو موضوعي

**********
آرشيو نوشته هاي قبلي

آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385

**********

همراهان

مشهد(پخش مستقيم حرم)
زورنا
پیله
پله پله تا ملاقات خدا
باران2
کدامین جاده 1
کدامین جاده 2
نگار مامان محمد مهدی
خبرگزاري خانم باجي

.

.

.

.

.



..............

 

 

***

 

 


 

 

 

 

 

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++++


نور باران 

« محبت دام دوستی است »

  

زمانی كه سراغ تو را گرفتم حسی مرا به سويت فرا خواند.

لحظة ديدار چقدر با شكوه است. به راستی كه :

 

تو از معابد مشرق زمين عظيم تری            كنون بهت من و شكوه تو تماشايی است

 

همراه با بغض من هوا بوی باران گرفته بود

همة ابرهای تيره دلم حكايت از بارش مداوم باران داشت

چقدر نا به هنگام و بی صدا قطرات باران منظرة دور دست تو را خيس و تار كرد .

باران با حظور تو ادامه داشت و من زير باران شاد شاد

 

هوای قريه بارانی  است

كسی از دورمی آيد

كسی از منظر گل بوته های نور می آيد

صدايش راز جنگلهای باران خرده را دارد

كه وقتی گيسوانش را

 رها در باد می سازد

دل من سخت می گيرد

دلم از غصه می ميرد

تو درها را بگشای !

كه بوي وحشی گلها

بپيچد در اتاق من

كه شايد خيل لك لك ها

نشيند در رواق من.

  نوشته شده در  چهارشنبه 1385/10/13ساعت 

...... |     |......