
من همان کسی هستم که تو دوستش می داشتی با همان دل شکسته بسته با حال !
حالا هم تنها تو دوستم داری چون با آن همه دوری از تو ،تنها به بهانه دلتنگی من هوای بارانی پر شکوهت را هدیه آوردی
ومن دوباره مثل همیشه با دستانی خالی ،تنها خیره به چشمانت از آنها میخوانم
و هزاران بار با سرخ رویی هر چه بیشترشرم دارم که
دوباره مثل همیشه بگویی :
دوستت دارم
ومن آه!... که چه تنهایی عظیمی را بر دوش خود کشیده ام و هنوز در یک خیال مه آلود از تو فقط وامانده ام
راستی قرار بارانیمان کجا باشد و...
کجایی
میزبان زیباترین لحظه هایم
میزبان تویی و
من ...!!!!