باران خواهد بارید
«ای آمرزنده هر چه گناه!
به نور تو بود كه ما هدایت شدیم و به مدد فضل تو به قله استغنا رسیدیم و شب و روز را در بستر نعمتهای تو گذراندیم.
اینك این كوله بار گناهان ماست پیش روی تو و این هم دستهای توبه و استغفار ماست آویخته به دامن تو ...
تو با نعمتهایت دست دوستی به ما دادی و ما با گناهانمان به آتش دشمنی دامن زدیم.
از آن سمت، خوبیهای تو بود كه بر ما فرود میآمد و از این سمت، بدیهای ما كه به سوی تو صعود میكرد.
تو از ازل خداوند كریم بودهای و همیشه چنین خواهی بود».
***
«خدای من
اینك این منم. بنده تو كه خود را به سوی تو میكشم، بیزارم از آنچه بودهام و آنچه كردهام. آنقدر كه شرم و آزرم و حیا اجازة نگریستن به رخسارت را و رو در رو شدن با تو را به من نمیدهد. و بخششت را میطلبم كه عفو و بخشش، صفت زیبای كرامت توست.
خدایا! من پناهندة دستهای توام. مرانم و به وادی یاس و حرمان نكشانم. عاطفهات را از من دریغ مكن و نهال توقعم را به دست طوفان سرگشتگی مسپار.
كاش میدانستم جای تو كجاست؟
كاش میدانستم كه كدامین زمین! كدامین خاك! جای پای توست....
چه سخت است بر من كه همه را ببینم جز تو.
چه دشوار است بر من كه هیچ ترنّمی، صدایی، نجوایی از تو نشنوم.»
و وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۱۴۲ اعراف﴾
و با موسى سى شب وعده گذاشتيم و آن را با ده شب ديگر تمام كرديم تا آنكه وقت معين پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى [هنگام رفتن به كوه طور] به برادرش هارون گفت در ميان قوم من جانشينم باش و [كار آنان را] اصلاح كن و راه فسادگران را پيروى مكن
و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض كرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى ديد ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود آن را ريز ريز ساخت و موسى بيهوش بر زمين افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم
فرمود اى موسى تو را با رسالتها و با سخن گفتنم [با تو] بر مردم [روزگار] برگزيدم پس آنچه را به تو دادم بگير و از سپاسگزاران باش